شعر ها ناقص

لطفا کمک کنید تا کامل شن

شعر ها ناقص

لطفا کمک کنید تا کامل شن

آخرین مطالب
  • ۰
  • ۰

دغدغه من

حدودا دو سالی میشه خودمو گم کردم. مسیر هام معلوم نیستن.ارزش ها و رفتار های من با خیلی از افراد دیگه جامعه تفاوت جدی ای داره دوستام که اکثرا سطح سواد بالایی دارن بیشترین دغدغه شون خیلی متفاوت با من بود. به طور مثال یکیشون یه عالمه فیلم آموزشی از یوتیوب میدید خیلی هاشون درس میخوندن خیلی هاشون به فکر نمره بودن اما برای من خیلی از این چیزا مسخره بودن به خودم میگفتم خوب، بعدش چی؟ برای من درس خوندن یه رابطه احساسی بود که دوس داشتم بفهممش ولی تو دانشگاه همچین چیزی پیدا نکردم بعد از اومدن به دانشگاه به این فکر میکردم که زندگی قراره اینقدر مسخره باشه که من ناخواسته متولد بشم، درس بخونم، دکتر مهندس بشم ازدواج بکنم ، بچه دار بشم و بعد به خاطر اینکه اندام های بدنم زیاد مقاوم نیستن بمیرم.!!!!!  

برام خیلی مسخره بود. نمی تونستم همچین چیزی رو قبول کنم. میخواستم روشی متفاوت از بقیه داشته باشم چون من چیزی جز کربن و اکسیژن و نیتروژن هستم اونا برای بدنم هستن.

تا حد خیلی خوبی تو این 3 سال مثل بقیه شدم ولی واقعا نمیتونم به چیزی که نیستم پایبند باشم و خوشحال باشم. انگار اهداف ما با هم فرق دارن. دیگه باید از این جو دانشگاه جدا بشم تا بیشتر شبیه خودم باشم تا راحت با درسام ارتباط برقرار کنم نه اینکه اونا رو از بر کنم.

  • میلاد ساده
  • ۰
  • ۰

خوب تا حالا فهمیدید سلول عصبی بعد از هر بار یادگیری به صورت سخت افزاری تغییر میکنه یعنی ساختار سلول طوری تغییر میکنه تا پیام عصبی بهتر منتقل بشه، همینطور نقش جایزه رو در یادگیری فهمیدید که میتونه محرکی برای شکل گیری مسیر عصبی باشه. مسیر عصبی که تو مغز شکل گرفت دیگه تغییر دادنش کار خداست البته میشه تغییرش داده اعصاب در دوران کودکی خیلی انعطاف پذیری دارند و از حدود سی سالگی دیگه آخرین مرحله رشدشون رو میگذرونن و شمایید و شخصیتی که در شما تثبیت شده و مسیر عصبی که تشکیل شده و اگر فعال بشه شما فعالیتی رو که وظیفش بر عهده عصبتون بود رو انجام میدید وقتی یه کاری براتون عادت بشه باید حرف روی تک تک نورون هاتون بذارید، به نظرتون میتونید؟ شاید، شاید بتونید آخرین قسمت از مغز که به اوج رشد خودش میرسه قسمت جلویی مغز هستش که نقش زیادی در تصمیم گیری هاتون داره اگر اون قسمت هنوز فعال باشه امیدی برای تغییر هست اما مطمئنا این این امید با افزایش زمان کم میشه تا جایی که یه عده دیگه از خودشون خودآگاهی نشون نمیدن تنها چیزی که برای این عده میتونه به فعلیت برسه یه تحریک عصبی ناشی از شدت گردش خون و نوع مواد آلی تغذیه شده توسط نورون ها و واکنش های خارجی و جایزه هست تا از خودش عملی رو انجام بده دقت کنید این عمل خودآگاهانه نیست درست مثل حیوانات. اگر جایزه برای شما یه احساس لذت باشه شما تشویق میشید تا اون کار رو بکنید حتی اگر اون کار به ضررتون باشه ولی شما خیلی دیر می فهمید که اون کار به ضررتون بوده.

سعی کنید فکر کنید، تلوزیون دیدن یا کتاب خوندن اطلاعات بقیه رو به شما میرسونه ولی تحلیل کردن و نقد کردن شما رو به سمت یه مسیر جدید تو مغزتون هدایت میکنه.

زیاد تحت تاثیر احساسات نباشید چون کنترل ذهنتون رو به دست میگیره و وقتی به دست گرفت شما رو به هر سمتی میبره. 

دنیای مغز، نورون و هوش مصنوعی شیرین ترین درس هایی بود که تو دانشگاه یاد گرفتم. بهای سنگینی براش پرداختم ولی ارزششو داشت و هنوز راه زیادی باقی مونده تا بهش مسلط بشم ولی آیا این آخر راهه، مهم نیست چقدر توی این حوزه عالی عمل کنم، یه عالمه مقاله تو حوزه نوروساینس و پردازش سیگنال بدم در آخر نمیتونم به خودم بگم مهندسی برق. دنیای ادوات جامد داره برام جذاب میشه، نمیدونم باید تغییر بکنم یا نه؟

در هر صورت تمام تلاشمونو میکنیم

بدرود

  • میلاد ساده
  • ۰
  • ۰

تا حالا از خودتون پرسیدید چطوری یاد میگیرید یا اینکه چطوری می فهمید یا این که چطوری فکر میکنید تا حالا پرسیدید چرا خدا گفته فکر کنید یا اینکه چرا ساعتی تفکر بهتر است از 70 سال عبادت یا اینکه تا حالا شده از خودتون بپرسید فرق ما با حیوانات تو چیه؟؟؟

اصلا پرسیدن این سوالا براتون دغدغه بوده یا اینکه فقط من برام سوال بوده؟D:

بذارید ساده بهتون بگم شما وقتی دارید یه مهارت جدید یاد میگیرید دارید یه سری نقاط رو تو مغزتون فعال میکنید اتفاق جالب اینجا داره اتفاق میفته اونم اینکه با هر بار فعال شدن یه مسیر تو مغز شما اون مسیر قوی تر میشه به عبارت دیگه یون ها از اون مسیر راحت تر و با قدرت تر عبور میکنند و هر چقدر شما اون مهارت رو دارید تمرین میکنید در واقع دارید اون مسیر عصبی خاص رو تقویت میکنید و هر چه قدر اون مسیر بیشتر تقویت بشه و پیام هاش سریع تر منتقل بشن یعنی شما میتونید مهارت جدیدتون رو با کیفیت بهتری طی تمرین بیشتر به دست بیارید. قشنگه، اینطور نیست؟

الان اینطوری نگاه نکنید که خیلی راحت میتونید از جاتون پاشید و با تعادل راه برید یه زمانی راه رفتن براتون خیلی سخت بود وقتی هنوز بچه بودید وقتی هنوز اعصاب حرکتیتون خالی بودم و شما راه میرفتید و می افتادید و بعد راه میفرتید و بعد می افتادید شما داشتید راه رفتن رو یاد میگرفتید داشتید اعصاب حرکتی مغزتون فعال میکردید. شما میدونستید در راه رفتن جایزه بزرگی برای شما هستش برای همین دست از تلاش بر نداشتید وگرنه تا سالیان سال به ساکن بودن و دست و پا زدن روی زمین قانع بودید.

دنیا جاییه که در مغز شما تعریف شده اون چیزی که بیرونه میتونه با چیزی که ما میبینیم خیلی فرق داشته باشه.

  • میلاد ساده
  • ۰
  • ۰

به ما گفتن تا جوونی میتونی توبه کنی پیر بشی دیگه نمیتونی چون تواناییشو نداری میدونید چرا چون همین الان که دارید این متن رو میخونید یه مسیر خاصی تو مغزتون داره روشن میشه، آره دقیقا داره روشن میشه چون از سلول های عصبیتون داره جریان رد میشه میشه مثل شبکه برق کشور با این تفاوت که توی سیم های برق الکترون داره حرکت میکنه و تو سلول های عصبی شما داره یون حرکت میکنه با نگاه کردن به این متن، ناخودآگاه سیگنال های الکتریکی ناشی از چشمتون بعضی ناحیه ها رو تو مغزتون فعال میکنن که به شما این درک رو از متن و تک تک کلماتش به وجود میاره اگر نواحی مخصوص خواندن کلمات فارسی تو مغز شما از بین برن شما دیگه قادر به خوندن کلمات فارسی نخواهید بود حالا هر چه قدر بخواید زور بزنید درست مثل یه فلج که هر چه زور بزنه نمیتونه رو پاش بایسته چون مسیر عصبیش قطعه. ما تو مغز یه ساختار برای تشخیص چهره داریم جالبه بدونید اگر این ناحیه مختل بشه شما قادر نیستید چهره رو تشخیص بدید مهم نیست چقدر زور بزنید نمیتونید. بهش میگن prosopagnosia میتونید به این لینک مراجع کنید.


  • میلاد ساده
  • ۰
  • ۰

عجب از روزگار

همین امروز از دو جا پیشنهاد کار بهم دادن یکیش تو حوزه قدرت یکیش تو حوزه الکترونیک.

پشمام

با قبول کردنشون وقت و انرژی زیادی ازم گرفته میشه ممکنه کنکور جای خوب قبول نشم و با موفقت انجام دادنشون رزومه خوبی برام میشه و آینده واضح تری برام ترسیم میشه.

  • میلاد ساده
  • ۰
  • ۰

برزخ

حس شلدون رو دارم اگه سریال بیگ بنگ رو دیده باشید یه قسمتش شلدون میاد راجع به زمینه کاریش و تردید هاش صحبت میکنه که یه زمانی فکر کردن رو تئوری ریسمان رو دوس داشت ولی بعد رفت تو کوانتوم مکانیک بعد الان داره تو تئوری ریسمان کار میکنه.

آخ...

من هم نمیدونم چیکار باید بکنم.

اومدم مهندسی پزشکی که راجع به دنیای فیزیولوژی بیشتر یاد بگیرم. تو این حین اطلاعاتم رو راجع به پردازش سیگنال تقویت کردم. اما خیلی دلم میخواد بیشتر برم سمت هوش مصنوعی، خیلی دلم میخواد برم سمت کنترل، خیلی دلم میخواد برم سمت الکترونیک و خیلی دلم میخواد برم سمت بیوسنسور و باز دلم میخواد برم سمت موتور و قدرت.

لامصب خیلی قشنگن تو این زمان کم نمیتونم همشون رو بخونم. باید اولویت تعیین کنم. ظاهرا هوش مصنوعی آینده هستش. ولی از طرفی الکترونیک بیشتر مربوط به خواص مواده البته نانو افزار ها کنترل اما یه بحث دیگس عاشق رباتام قدرت زیبا و خشنه مرد میخواد. بیوسنسور تخصصیه ان شاءالله ارشد البته اگر رفتم بیو.

واسه خودش برزخیه

واسه خودم برزخیم!!!



  • میلاد ساده
  • ۰
  • ۰

چجوری؟

به تمام وسایلی که تو خونم هست نگاه میکنم تمامی این وسایل میتونستن ساخت داخل کشور باشن اینطوری یکی از هم وطن هام میتونست شانس بیشتری برای کار کردن داشته باشه مثلاً این کاغذ کتاب ها، کتاب هایی که مطمئنم از یه دستگاه چاپ تولید شده در خارج اومدن مسماً فروشش برای وارد کننده سود خوبی داشته یا ماکروویوی که دارم اونم خارجیه، حتی آیفونی که درباز میکنه هم طراحی و ساخت کره هستش، مامی که هر روز صبح استفاده میکنم تو ترکیه ساخته شده، موبایلی که دارم تو فنلاند طراحی شده تو چین ساخته شده، لپتاپم خارجیه مطمئنما دستگاه هایی که تیرآهن رو شکل میدن تا این آپارتمان رو بسازن اونم از خارج اوردن، ماشین حسابم، اون چرخ خیاطی که لباسم رو دوخته، اون دارو هایی که ماهی یک میلیون پولشو میدم و ... .

اونقدر میتونم براتون این لیستو ادامه بدم تا بفهمید از ریز تا درشت مملکت از خارج میاد. یاد کتاب تاریخ دوران راهنمایی می افتم وقتی نوبت عملکرد رضاخان پهلوی تو صنعت میشه میگه اکثر کارخانه جات توسط مهندسان آلمانی ساخته و راه اندازی میشد. نگاهی به چپ و راست میکردم، کسی که مملکت رو از سلسله ای گرفته که اونقدر پادشاهش فقیر بوده که قسمتی از خاک سرزمین رو اجاره میده، دانشگاهی که هنوز تاسیس نشده و قحطی بزرگی بعد از جنگ جهانی اول دامنه کشور رو فرا گرفته از نظر من خروجی مطلوبی داشت ولی کسی که بعد 40 سال حکومت و تثبیت قدرت و تثبیت جایگاه اقتصادی امروز ما رو به این جایگاه کشونده لایق یه پرسشه

اونم اینکه چجوری تونستی؟


*من طرفدار هیچ کسی نیستم*

  • میلاد ساده
  • ۰
  • ۰

عجیبه

عجیبه

من بدون فیلتر شکن به همه جا وصل میشم

شما هم اینطوریه؟

  • میلاد ساده
  • ۰
  • ۰

شنبه 21 مهر

شنبه هم گذشت و آنچه ماند یک امید تازه بود.
امیدوارم سلامت باشد و خندیدن براتون راحت باشه.
امروز جزء معدود روزهایی از زندگیم بود که با صدای برخورد بارون به پنجره از خواب بلند شدم اونم ساعت 1:30 بامداد.قطعا خوابم به هم ریخته. از اون روزاست که از خودت میپرسی چه بدبختی هستی که هیچ یار و همراهی نداری.D:
شنبه هم یه روز خوب بود راضی بودم. بعد 6 ساعت کلاس دیگه خوابم برد و فقط 3 ساعت تمرین نوشتم.
  • میلاد ساده
  • ۰
  • ۰

باید اعتراف کنم گذروندن یه روز بی نقص که کاراتو بکنی و چیزای جدید یاد بگیری خیلی سخته مخصوصا اگه بخوای این کار رو هر روز ادامه بدی.

به هر حال من تلاشمو میکنم تا یه ماه رو بدون نقص پیش ببرم ببینم آیا تفاوتی ظاهر میشه یا نه؟

خوب دیشب خوابم نمیبرد گفتم به جای وقت گذرونی برم خونه رو تمیز کنم بعدش خسته شدم و خوابم برد چون دیر خوابیده بودم ساعت 11:30 از خواب آماده شدم بعد از یه چای شروع کردم به تمرین نوشتن اما تمرین ها به شدت رو اعصاب بودن چیزای ساده و وقت گیر که از خودت میپرسی چرا باید به خاطر یه واحد اینقدر کار وقت گیر بکنی؟ به هر حال با کلی چونه زدن با خودم آخرش تمومش کردم و رفتم سراغ تمرین زبان و بعد تمرین اخلاق مهندسی در کل شاید یه چیزی حدود 8 ساعت از 12 ساعتی که بیدار بودم رو به تمرین نوشتن گذروندم 4 ساعت بقیه رو صرف نهار خوردن، یه ورزش 30 دقیقه ای و یه دوش و یه شام کردم.

در کل راضیم به جز اینکه ساعت خوابم داره به هم میخوره. این بده.

ببینیم امروز چه میکنیم

شنبه از 9 کلاس دارم تا ساعت 6، در کل 6 ساعتشو تو کلاس هستم. خیلی رو اعصابه میدونم. ولی بعضی کلاسا واقعا چیزای جالبی یاد میگیری مثل اینکه اخلاق چیه اصلا؟

اگر دوستتون بخواد به خاطر بیماری سخت و دردناکی که داره میخواد خودکشی کنه آیا به عقایدش به عنوان یه فرد احترام میذارید یا اینکه جلوشو میگیرید چون زندگی افراد بیشتر براتون مهمه تا خود فرد؟

  • میلاد ساده